سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

437

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

خاطر خشم خدا و رسولش بر هشام بود اجر و مزدى نمىگيرم ، على بن حسين فرمود : « ما اهل بيت چيزى را كه به كسى داديم پس نمىگيريم » پس فرزدق قبول كرد و هشام را هجو كرد و گفت : أ يحبسني بين المدينة و الّتى * اليها قلوب النّاس يهوى منيبها يقلّب رأسا لم يكن رأس سيّد * و عينا له حولاء باد عيوبها « 1 » ( 1 ) ( مؤلف ) مىگويم : ابو نعيم در كتاب « حليه » جز بعضى از اين اشعار قصيده ( ميميّه ) را نقل نكرده بود من بقيه را از روى ديوان فرزدق نقل كردم . ( 2 ) ابو نعيم به نقل از محمد بن عبد اللّه كاتب و او از حسن بن على بن نصر طوسى از محمد بن عبد الكريم از قول هيثم بن عدى از صالح بن حسان نقل كرده ، مىگويد : مردى به سعيد بن مسيّب گفت : من مردى پارساتر از فلان كس نديده‌ام سعيد گفت : آيا تو على بن حسين ( ع ) را ديده‌اى ؟ گفت : نه گفت : من كسى را پارساتر از او نديده‌ام . ( 3 ) و نيز ابو نعيم از زهرى نقل كرده است كه گفت : من هيچ فرد هاشمى را افضل از على بن حسين ( ع ) نديده‌ام ، و ابو حازم نيز همين مطلب را نوشته و مىگويد : از وى فقيه‌تر نديده‌ام . ( 4 ) زهرى از عايشه نقل كرده است كه گفت : على بن حسين ( ع ) را در حجر اسماعيل در حال سجده ديدم كه مىگفت : « خدايا بنده‌ات در آستانهء تو و مستمندت در پيشگاه تو و نيازمندت به در خانهء تو آمده است ، خداوندا هر آنچه را كه با غم و اندوه درخواست مىكنم ، از من بر طرف ساز ! » . ( 5 ) زهرى مىگويد : هرگاه باد مىوزيد ، علىّ بن حسين از خوف خدا از خود بى خود روى زمين مىافتاد .

--> مستعد شد رضاى رحمان را * مستحق شد رياض رضوان را زان كه نزديك حاكم جابر * كرد حق را براى حق ظاهر . . . در دائرة المعارف بستانى ج 9 ، ص 356 آمده است : « دانشمندان و مورّخان دربارهء فرزدق گفته‌اند : همين يك قصيده كافى است كه باعث رفتن فرزدق به بهشت گردد . » - م . ( 1 ) آيا هشام گمان مىبرد كه من در زندان بين راه مدينه‌ام و آنجا كه دلهاى مردم براى آنجا پر مىزند ؟ ! او ( روى گردنش ) سرى را مىچرخاند كه سر يك سرور نيست و همچنين چشمى را كه كج‌بين است و عيبهايش برملاست .